به گزارش شهرآرانیوز؛ در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش نااطمینانیهای امنیتی در منطقه، رسانههای بینالمللی، بازارهای انرژی، شرکتهای بیمه دریایی و قدرتهای بزرگ، با حساسیت ویژهای تحولات پیرامون این آبراه را دنبال میکنند. دلیل این حساسیت روشن است؛ هرگونه اختلال در عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز میتواند در مدت کوتاهی، قیمت نفت را افزایش دهد، بازارهای جهانی را متلاطم کند و حتی معادلات سیاسی قدرتهای جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز بار دیگر به نقطه تلاقی سه بحران همزمان تبدیل شده است؛ بحران امنیتی در منطقه، بحران انرژی در اقتصاد جهانی و بحران حقوقی و سیاسی میان تهران و واشنگتن بر سر قواعد حاکم بر این آبراه راهبردی.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی جهان محسوب میشود. این آبراه باریک، خلیج فارس را به دریای عمان و سپس آبهای آزاد متصل میکند و عملاً مسیر اصلی صادرات نفت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس است.
بر اساس تازهترین دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه بین ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکند؛ رقمی که حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت را شامل میشود. افزون بر این، نزدیک به یکسوم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع، بهویژه صادرات قطر، نیز وابسته به این مسیر است.
کشورهایی مانند عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات و قطر بخش بزرگی از صادرات انرژی خود را از طریق این گذرگاه انجام میدهند. چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از اقتصادهای آسیایی نیز از اصلیترین مشتریان انرژی عبوری از هرمز هستند.
به همین دلیل است که هرگونه ناامنی در این منطقه، صرفاً یک مسئله منطقهای تلقی نمیشود و به سرعت ابعاد جهانی پیدا میکند.
در سالهای اخیر تجربه نشان داده که بازار جهانی انرژی نسبت به تحولات هرمز فوقالعاده حساس است.
در سال ۲۰۱۹ و همزمان با حملات به نفتکشها در دریای عمان، قیمت نفت در مدت کوتاهی جهش کرد. پس از توقیف برخی نفتکشها در سالهای بعد نیز شرکتهای بیمه بینالمللی هزینههای خود را برای تردد در منطقه افزایش دادند.
اکنون نیز همزمان با افزایش سطح درگیریهای منطقهای، رسانههایی مانند رویترز، بلومبرگ، والاستریت ژورنال و فایننشال تایمز در گزارشهای اخیر خود به نگرانی شرکتهای کشتیرانی و معاملهگران نفت درباره آینده امنیت دریایی در منطقه پرداختهاند.
برخی گزارشها از افزایش هزینه بیمه نفتکشها و همچنین بررسی مسیرهای جایگزین از سوی برخی شرکتهای بینالمللی خبر دادهاند؛ اگرچه واقعیت این است که ظرفیت مسیرهای جایگزین بسیار محدودتر از آن است که بتواند جای هرمز را بگیرد.
عربستان سعودی خط لوله شرق به غرب را برای انتقال بخشی از نفت خود به دریای سرخ در اختیار دارد. امارات نیز از خط لوله فجیره استفاده میکند تا بخشی از صادرات خود را بدون عبور از هرمز انجام دهد.
اما تحلیلگران انرژی تاکید دارند که مجموع این مسیرهای جایگزین، تنها بخشی از ظرفیت عظیم صادراتی منطقه را پوشش میدهد و در صورت بحران جدی، بخش قابل توجهی از صادرات انرژی جهان همچنان وابسته به تنگه هرمز خواهد بود.
واشنگتن طی دهههای گذشته همواره خود را ضامن آزادی کشتیرانی در آبهای بینالمللی معرفی کرده و حضور نظامی گستردهای در خلیج فارس داشته است. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین مستقر است و ماموریت اصلی آن، حفاظت از خطوط کشتیرانی در منطقه اعلام شده است.
با این حال، منتقدان سیاست آمریکا میگویند حضور گسترده نظامی واشنگتن خود یکی از عوامل تشدید تنش در منطقه بوده است.
افزون بر این، همزمانی حمایتهای آشکار آمریکا از اقدامات رژیم صهیونیستی و افزایش فشارهای سیاسی علیه تهران، موجب شده هرمز بیش از گذشته به بخشی از منازعه بزرگتر ایران و آمریکا تبدیل شود.
موضع ایران طی سالهای گذشته نسبتاً ثابت بوده است؛ جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده که امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تامین شود و دخالت خارجی، ثبات خلیج فارس را تضعیف کرده است.
مقامهای ایرانی همواره گفتهاند که ایران آغازگر ناامنی در منطقه نیست، اما اگر منافع حیاتیاش هدف قرار گیرد، ابزارهای متنوعی برای پاسخ در اختیار دارد.
در این میان، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در شمال تنگه هرمز، به تهران یک مزیت راهبردی مهم داده است؛ مزیتی که همواره یکی از عناصر بازدارندگی ایران در برابر فشارهای خارجی محسوب شده است.
همزمان با تنشهای امنیتی، یک جدال حقوقی نیز درباره وضعیت تنگه هرمز وجود دارد.
آمریکا و برخی کشورهای غربی بر اصل آزادی عبور تاکید دارند، اما ایران بارها اعلام کرده که در شرایط تهدیدات امنیتی، مسئولیت حفاظت از امنیت ملی و ایمنی دریانوردی را بر عهده دارد.
این اختلاف حقوقی در سالهای گذشته نیز بارها محل مناقشه بوده و احتمالاً در صورت تشدید بحرانهای منطقهای، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی تقابل تهران و واشنگتن تبدیل خواهد شد.
بانک جیپی مورگان، گلدمن ساکس و چندین موسسه معتبر بینالمللی در تحلیلهای اخیر خود هشدار دادهاند که هرگونه اختلال جدی در هرمز میتواند قیمت نفت را به شکل ناگهانی افزایش دهد. برخی برآوردها حتی از احتمال عبور نفت از مرز ۱۵۰ دلار در صورت وقوع بحران گسترده خبر دادهاند.
چنین اتفاقی میتواند تورم جهانی را تشدید کرده، هزینه حملونقل را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر اقتصادهای بزرگ وارد کند.
آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، صرفاً یک مناقشه محلی بر سر یک آبراه نیست. این منطقه اکنون به یکی از مهمترین نقاط تلاقی رقابت ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی، حقوق بینالملل و منازعات منطقهای تبدیل شده است.
هرچه بحران در غرب آسیا عمیقتر شود، نقش هرمز نیز پررنگتر خواهد شد؛ گذرگاهی که شاید از نظر جغرافیایی کوچک باشد، اما میتواند بر آینده اقتصاد جهانی و معادلات امنیتی جهان تاثیراتی بسیار بزرگ بر جای بگذارد.